X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تازه مسلمانان

دیانا (معصومه) بیتی

 


دیانا بیتی سال ها پیش در خانواده ای مسیحی، اما نه چندان مذهبی در کلورادوی آمریکا به دنیا آمد. او مدتی بعد از اینکه مسلمان شد، تمام تجربیاتش از مسیری که به سمت اسلام پیموده است تا مختصری از پیشینه ی زندگی شخصی و کمی مطالعه در مورد مقایسه ادیان و تفسیر درباره ی موضوعات مختلف که برایش به عنوان یک زن تازه مسلمان آمریکایی جالب بود، در غالب کتابی در اختیار علاقمندان قرار داده است.



دیانا در ابتدا به عنوان کودکی که در آمریکا بزرگ شده بود، اطلاعاتش در مورد اسلام بسیار ناچیز بود و تنها آموخته هایش از میان کتاب های تاریخ مدرسه بود. همواره  برای او نوع عبادت و پوشش مسلمانان عجیب بود و از طریق رسانه ها دریافته بود که مسلمانان انسانهایی عقب افتاده، بی سواد و بی رحم هستند که توسط حاکمانی ستمگر رهبری می شوند.



والدینش با اینکه زیاد به کلیسا نمی رفتند، ولی او را از همان زمان کودکی به مدارس مذهبی وابسطه به کلیسا فرستادند تا به طور مقدماتی با دین آشنا شود. دیانا بعدها به عضویت انجمن ورزشکاران مسیحی در آمد و در آنجا به طور منظم به مطالعه دقیق انجیل پرداخت. چندی بعد او شدیدا جذب این گروه شد، آنها کریسمس و ولادت ها را جشن نمی گرفتند چون در انجیل نیامده بود، گوشت خوک نمی خوردند، شنبه را روز سبت قرار داده بودند. اما بعدها تغییر عقیده داد و متوجه شد که آنها گروهی تندرو و افراطی هستند و دیگر در جلسات آنها شرکت نکرد.



بعد از آن، او به شخصه به مطالعه انجیل پرداخت و متوجه شد بعضی از نسخه های انجیل آیاتی دارد که دیگر نسخه ها ندارند و به این نتیجه رسید که انجیل معتبر و اصلی وجود ندارد و معتقد بود که حتی یک خواننده ی بی دقت نیز به راحتی این مسئله را تشخیص می دهد. او تا اینجای مطالعه اش به این نتیجه رسیده بود که مسیحیت ناقص است، اما هنوز اطمینان حاصل نکرده بود که اسلام عاری از نقص است. او سپس با همان دقتی که انجیل را خوانده بود شروع به مطالعه در مورد قرآن کرد.



دیانا با مطالعه قرآن به این اعتقاد رسید که اثبات خدا از راه نشانه های آفریده های او امکان پذیر است و این جهان بر خلاف آنچه تاکنون از افراد بسیاری شنیده بود، خود به  خود و به صورت تصادفی بوجود نیامده است. در همین زمان بود که دریافت معیار درست و نادرست در اسلام است و تنها دو راه وجود دارد، یا اینکه مسلمان شود یا به آنچه اعتقاد نداشت عمل کند و سرانجام راه اول را انتخاب کرد و درسال 1994 مسلمان شد.



زمانی که اسلام آورد می دانست که هنوز اطلاعات بسیار کمی در مورد اسلام دارد و متوجه بود که پذیرش این واقعیت برای پدر و مادرش بسیار سخت خواهد بود. اتفاقا همین اتفاق نیز افتاد. هنگامی که تصمیم گرفت حجاب بگذارد، به عنوان خائن نسبت به خانواده و یک عرب گرا که به فرهنگ خود پشت کرده خوانده شد و عکس العمل والدینش نسبت به مسلمان شدنش این طور  بود که می گفتند انگار به صورت ما سیلی زده ای و مادرش یک هفته ی تمام بی وقفه گریه کرد.



دیانا نماز خواندن را از یکی دوستان مسلمانش در دانشگاه یاد گرفت. به عقیده او مسلمانانی که برخورد مناسبی با غیر مسلمانان دارند و با آن ها با مهربانی رفتار می کنند، به رواج دین یاری می رسانند و از سوی دیگر مسلمانانی که از غیر مسلمانان دوری می کنند و رفتار نامناسبی با آن ها دارند، به نشر باورهای غلط راجع به اسلام دامن می زنند.



هم اکنون در کلورادو، تنها یک مرکز اسلامی وجود دارد که توسط اهل تسنن اداره می شود و دیانا در شعاع پنجاه مایلی اطراف تنها کسی است که مصرانه در پیروی از راه اهل بیت تلاش می کند. دیانا بیتی پس از مسلمان شدنش نامش را به معصومه تغییر داد هم اکنون به عنوان دبیر ریاضی و آمار در دبیرستانی در کلورادو مشغول تدریس است او در سال 1999 به حج مشرف شد. سالها پیش داستان مسلمان شدن او توسط شبکه جهانی اسلام منتشر یافت و نسخه الکترونیکی آن جهت دانلود علاقمندان در اینترنت قابل دسترسی است.


پ.ن: تشرف معصومه عزیز به دین مبین اسلام را تبریک گفته و از خداوند متعال برای او توفیقات روزافزون مسألت داریم...